نمیشکنم.
تنها ،
گاهی ،
مچاله می شوم....
خــــدایـــــــــــا ...!
از تـو دلـگـیــرم ...
گـفـتـه بــــودی حـق انـتـخـاب داری
پس چــــــرا انـتـخــابم در کـنــار م نیســت؟
امشب خیلی دلم گرفته
بابام رفته محلات ومن از محمد خواستم خونمون بمونه
چون با مامانم تنها بودیمو میترسیدیم و
دوست داشتم بمونه خیلی دوست داشتم.
اما مامانش چندبار زنگ زد و گفت بابا هرس میخوره و بیا
محمدم رفت...
همیشه خانوادشو به من ترجیح میده و این عذابم میده عذابم میده
کاش میفهمید بعد از 18 سال انتظار داشتنش الان که میخامش باید باشه نه اینکه همیشه تنهاتر از قبل باشم....
کاش میفهمید به ارامش کنارش نیاز دارم
کاش کاش وکاش
اما افسوس....
همیشه لحظه هایی هست که از انتخابم پشیمون میشم و
لحظه هایی هست که به خودم و انتخابم میبالم...